۷۰ درصد واردات پتروشیمی قابل‌تولید در داخل است

جستجو
صفحه اصلی
دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵
۷۰ درصد واردات پتروشیمی قابل‌تولید در داخل است
۷۰ درصد واردات پتروشیمی قابل‌تولید در داخل است

جهان پتروشیمی / مهدی اشجع

دانشجوی دکتری اقتصاد

صنعت پتروشیمی ایران درحالی وارد دهه هفتم فعالیت خود می‌شود که علی‌رغم تمام تحریم‌ها و مشکلات موجود یکی از ارکان راهبردی کشور برای خلق ثروت و پیشرفت اقتصادی و فناورانه آن باشد. برخورداری از ظرفیت عظیم هیدروکربنی و به‌تبع دسترسی به خوراک ارزان بومی مزیتی رقابتی برای کشور است ولیکن با همه این‌ها، واقعیت‌های امروزه این صنعت با آنچه می‌بایست می‌بود فاصله معنی‌داری دارد. این مهم فراتر از آمار صادرات و ظرفیت‌های بالفعل است.

بهره‌وری، عمق زنجیره ارزش، اتخاذ راهبرد مناسب و پایداری مدل توسعه و پیشرفت مسائلی‌اند که این صنعت را با پرسش‌های جدی سیاستی برخلاف تمام مزیت‌های پایه، روبه‌رو ساخته است. تمرکز تاریخی بر توسعه واحد‌های بالادستی و صادرات محصولات پایه این صنعت شامل متانول، آمونیاک، الفین‌ها و آروماتیک‌ها، تولید 6/35 میلیون تنی این محصولات پایه را شامل شده است؛ به طوری که بیش از 31 درصد از حجم صادرات پتروشیمی کشور را متانول تولیدی در بالادست به‌عنوان یک محصول پایه شامل می‌شود. متانول ایران در حال حاضر 44 درصد از حجم تولید محصولات پایه کشور و سهم حدود 59 درصدی از تولید متانول کشور‌های نفتی جنوب غرب آسیا را شامل می‌شود و این درحالی است که سهم این محصول پایه از کل تولیدات پایه دنیا چیزی حدود 14 درصد است. به بیان دیگر ایران چیزی حدود 11 درصد از حجم کل متانول جهان را تولید می‌کند. این اعداد شاید به ظاهر جذاب باشند؛ اما باید دید در کنار سایر کشور‌ها چه معنی‌ای خواهند داشت.

 

 

سهم محصولات پایه از تولید محصولات پتروشیمی در ایران و برخی کشور‌های منتخب

محصول

عربستان

آمریکا

چین

ایران

جهان

ایران از جهان

میانگین 3 کشور

انحراف

ساختاری از میانگین سهم

3 کشور

انحراف

ساختاری از

سهم جهانی

متانول

17

10

20

44

14

10.9

15.6

2.82

3.14

آمونیاک

14

15

20

20

23

3.1

16.4

1.22

0.87

بوتا دی ان

1

2

2

1

2

1

1.6

1

0.5

اتیلن

39

39

14

25

22

3.9

30.7

0.81

1.14

پروپیلن

15

20

18

3

17

0.6

17.7

0.17

0.18

بنزن، تولوئن، زایلین

14

14

26

7

21

1.2

18

0.39

0.33

منبع: کتاب سال صنعت پتروشیمی 1403

 

با برآورد فوق کاملاً مشخص است که در حوزه تولید محصولات پایه، یک انحراف ملموسی فی‌مابین ایران و کشور‌های مطرح حوزه پتروشیمی و در برخی موارد جهان وجود دارد. ایران حدود 3 برابر بیش از همه روی تولید متانول سرمایه‌گذاری داشته است و این درحالی است که در مواد پایه‌ای چون پروپیلن و آروماتیک‌ها اختلاف فاحشی از جنس کمبود می‌توان یافت. در دیگر موارد شاید بتوان تغییرات را چندان محسوس ندانست؛ چرا که میانگین جهانی با کشور‌های استراتژیست فوق‌الذکر نیز دچار اختلاف است.

جالب است بدانیم از میزان 15.7 میلیون تن متانول تولیدی کشور چیزی حدود 9.1 میلیون تن آن مشمول صادرات است و تنها 42 درصد از این محصول به مصرف داخلی می‌رسد. آمار مذکور برای آروماتیک‌ها اعداد دیگری را نشان می‌دهد. از 5/2 میلیون تن تولید آروماتیک‌ها چیزی حدود 85 درصد به تولید داخل می‌رسد و این به معنای صادرات 15 درصد این محصول است. پروپیلن وزن صادراتی پایینی دارد و به استناد آمار اتاق تهران چیزی حدود 25 تن صادرات در سال 1403 را شامل می‌شود که در مقابل تولید یک میلیون تنی آن به نظر ناچیز بوده و تقریباً تمام پروپیلن تولیدی کشور در داخل به مصرف می‌رسد.

استراتژی خودکفایی مشهود ما در ارتباط با آن محصولاتی که نسبت به تولید جهانی و تولید کشور‌های پیشرو سهم بیشتری از تولید دارا هستند کاملاً مشهود است. یقیناً نیاز کشور‌های دیگر به این دست از تولیدات پایه ناشی از تقاضای موجود در بازار داخلی و خارجی است که صنعت پتروشیمی ایران به آن متأسفانه نگاهی نداشته است. بر همین اساس می‌توان گفت که جز در متانول، ایران مزیت صادراتی قابل‌توجهی خلق نکرده است و بیشتر نگاه آن تأمین نیاز داخلی بوده است. در خصوص متانول نیز مادامی که کل زنجیره محصولات بررسی نشود؛ نمی‌توان این استراتژی را تأیید کرد. البته دراین‌رابطه مسائل مربوط به عوامل کیفی و شیمیایی نیز دخیل هستند که در بحث اقتصادی فعلاً از آن چشم‌پوشی می‌کنیم.

از سوی دیگر عمده محصولات پایه پتروشیمی مورد اشاره، محصول واسطه‌ای و نوعاً خوراک تولید محصولات آتی زنجیره ارزش پتروشیمی هستند و لازم است تا برای استفاده در صنایع مختلف، فراوری شوند. در این میان شاید تنها محصولی که پایان زنجیره ارزش خود باشد؛ متانول است که عمده محصول تولیدی ایران است. این مهم بدان معناست که صنعت پتروشیمی ایران راهبرد تولید خود با نگاه صادرات را روی محصولی قرارداده است که نمی‌توان ارزش افزوده بیشتری از آن خلق کرد و ارزش افزوده آن را به حداکثر رساند. براین‌اساس می‌توان گفت ایران کوتاه‌ترین زنجیره خلق ارزش از کیک پتروشیمی جهان را انتخاب کرده و باقی کشور‌ها را به سمت تولید دیگر محصولات برده است.

از میان کل صادرات متانول ایران، چین اولین مقصد صادراتی است. کشوری که در پروپیلن و آروماتیک‌ها سهم تولیدی بسیار بیشتری از ما دارد و مشخصاً متانول ایرانی در چین به مصرف مستقیم خواهد رسید و به نظر می‌رسد ایران شاید به دلیل تحریم‌ها و عدم تنوع مقاصد صادراتی دست به چنین اقدامی زده باشد. درحالی‌که به نظر این مهم صحیح است؛ اما می‌توان آن را به‌راحتی به چالش کشید. اولاً تحریم تأثیری که بر تجارت نفت خام دارد بر پتروشیمی ندارد و ثانیاً حتی اگر راهبرد صادرات مواد پایه پتروشیمی صحیح باشد که نیست، چرا نباید آن محصولاتی را موردتأکید قرارداد که زنجیره تولید مقاصد صادراتی سنتی ایران مثل چین به آن نیازمند باشند و به‌نوعی بازار تشنه آن بوده و ریسک سیاسی را نیز کاهش می‌دهد؟

البته از این میان آمونیاک نیز می‌تواند (نه الزاماً) محصول نهایی باشد که سهم 20 درصد از تولید مواد عمده و پایه را شامل می‌شود. باتوجه به ارقام صادراتی آمونیاک نیز، چیزی حدود 824 تن از این محصول صادر می‌شود که حدود 11 درصد از کل تولید را شامل می‌شود. بنابراین آمونیاک را نمی‌توان مانند متانول دانست.

حال باید بررسی کرد این اقلام تا چه میزان از ارزش صادراتی برخوردار هستند. جالب است بدانیم که تنها حدود 17 درصد از ارزش صادراتی پتروشیمی ایران و معادل 2/2 میلیارد دلار از سبد 13 میلیارد دلاری صادرات کشور را متانول تشکیل می‌دهد. این یعنی بیش از 25 درصد از تولید محصولات پایه پتروشیمی ایران چیزی حدود 17 درصد از ارزش صادرات را مشغول به خود کرده است. چنانچه بازار داخل را هم با قیمت جهانی وارد محاسبات خود کنیم؛ ارزش کل متانول تولیدی کشور چیزی حدود 8/3 میلیارد دلار خواهد بود و این به معنای آن است که 44 درصد از ظرفیت تولیدی کشور در حوزه پتروشیمی فقط چیزی حدود 16 درصد از ارزش افزوده 8/23 میلیارد دلاری این صنعت را تولید می‌کند.

برای آمونیاک صادراتی ایران در سال 1403، چیزی حدود 253 میلیون دلار ارزش به ثبت رسیده است که با لحاظ حجم صادراتی آن، هر تن چیزی حدود 5/307 دلار ارزش دارد. به‌راحتی با لحاظ این ارزش می‌توان گفت که تقریباً 2/2 میلیارد دلار هم سهم این بازار خواهد شد. بر این اساس دو محصول عمده و نهایی صنعت پتروشیمی که ظرفیتی حدود 64% را شامل می‌شود از کل زنجیره ارزش فوق‌الاشاره چیزی حدود 6 میلیارد دلار را شامل می‌شود. این یعنی به ازای هر تن از جمع این محصولات تنها 261 دلار عایدی کشور می‌شود.

لازم است اشاره شود اگر چنانچه محصول پایه، محصول انتهای زنجیره مثل متانول و تا قسمت زیادی آمونیاک نباشد، 34 دسته محصول مشتقه از آن قابل استحصال است و زنجیره پایین‌دست بزرگی برای خلق ارزش افزوده بیشتر را شامل می‌شود که عمده محصولات پایه تولیدی ایران چنین قابلیتی را از کشور گرفته است.

 

اختلاف کیفیت منشأ اختلاف قیمت

 نکته جالب‌تر آنکه کشور در سال 1403 با این حجم از صادرات متانول، حدود 299 کیلوگرم متانول وارد کشور کرده است که قیمت هر تن آن حوالی 3200 دلار است. یعنی ارزش متانول صادراتی ایران دست‌کم 13 برابر کمتر از ارزش متانول وارداتی است. برای آمونیاک وارداتی ایران در سال 1403 و به میزان 663 کیلوگرم چیزی حدود 9500 دلار ارزش به ازای هر تن ثبت شده است و این یعنی اختلاف قیمت 31 برابری آمونیاک وارداتی. به نظر می‌رسد برای پروپیلن نیز بررسی مفید واقع شود؛ چرا که در بخش‌های بالا مورد اشاره قرار گرفت که در تولید کشور چیزی حدود 3 درصد سهم دارد حال آنکه در جهان حدود یک‌پنجم تولید را شامل می‌شود و مورد غفلت راهبردی ایران است.

در سال گذشته، گرید‌های مختلف پروپیلن و محصولات مشتقه آن وارد کشور شده و بیش از ۱۸۸ میلیون دلار ارز از کشور خارج کرده و حدود 100 تن محصول وارد کشور شده است. به معنای دیگر هر تن این محصولات 1885 دلار قیمت را شامل شده است. این در حالی است که کل پروپیلن صادراتی شامل مشتقات و گرید‌های صادراتی دارای ارزش افزوده برای کشور، حدود 150 هزار تن است که ۲۲۵ میلیون دلار برای ایران ارزآوری داشته است. با این حساب هر تن حدود 1500 دلار ارزش دارد و این بدان معناست که ارزش افزوده خلق‌شده اختلافی حدود 25 درصد را شامل می‌شود. عددی که مشابه تمام محصولات پایه دیگر که شامل زنجیره آن‌چنانی ارزش و پایین‌دست نبودند نیز است.

از این محاسبات نتایج مفیدی قابل‌استحصال است. اول اینکه مشخصاً راهبرد صنعتی پتروشیمی در ایران دچار یک سهل‌اندیشی است. تناژ بالا و قیمت پایین محصولات و خصوصاً تولید محصولاتی که نوعاً از بابت تولید ارزش بیشتر، عقیم هستند؛ منجر به کاهش ظرفیت تولیدی محصولاتی با ارزش بالاتر و منافع اقتصادی بیشتر شده است. دومین نتیجه می‌تواند این باشد که عدم تنوع مقاصد صادراتی پتروشیمی ایران، معلول استراتژی صنعتی معیوب ما است. چه‌بسا بسیاری رابطه علیت موجود را وارونه ببینند و بخواهند عدم تنوع در کشور‌های مقصد را معلول این سبک از تولید بدانند. حال‌آنکه این تفسیر بنا بر آنچه ذکر شد؛ کاملاً اشتباه است.

سومین نتیجه قابل‌ذکر آن است که تأکید بیشتر بر محصولات مشتق‌پذیر نه‌تنها خود تحریمی موجود را کاهش می‌دهد؛ بلکه صنایع کشور؛ می‌توانند ارزش افزوده بیشتری خلق کنند و نوعاً تغییر استراتژی موجود باعث توسعه صنایع زیردست با کیفیت صادراتی شود که سیاستی ضدتحریمی نیز است. گذشته از اختلاف کیفی مشهود در محصولات پایه تولیدی و وارداتی کشور که به اختلاف عمیق چندبرابری ارزش افزوده انجامیده؛ مشخص است با استفاده از توانایی تکنولوژیک داخلی، می‌توان در کوتاه‌مدت ارزش تناژ عمده محصولات پایه شامل متانول و آمونیاک را نیز بهبود بخشید تا ضمن ممانعت از واردات، قیمت صادراتی نیز افزایش چشمگیری یابد که همت مسئولان مربوطه را می‌طلبد.

البته اختلاف ارزش صادراتی و وارداتی در درون صنعت برای محصولاتی میانی مثل پروپیلن و محصولات نهایی مثل متانول جالب‌توجه است و این یعنی اگر حتی از محصول نهایی به سمت محصول واسطه‌ای حرکت کنیم؛ بازهم چیزی حدود 400 درصد با کیفیت جهانی و زنجیره ارزش کامل‌تر با عرف جهانی فاصله داریم.

علاوه بر این، چنانچه آمار‌ها می‌گوید قیمت تناژ محصولات پایه مشتقات برای داخل 824 دلار و برای صادرات 445 دلار برآورد می‌شود و کاملاً مشخص است با یک خام‌فروشی عظیم صادراتی در کشور روبه‌رو هستیم و چنانچه ظرفیت موجود تولید محصولات پایه حداقل به میانگین جهانی سهم هر محصول نزدیک شود؛ چه بسا درآمد صادراتی کشور بهبود چشمگیری بیابد و چیزی حدود 15 میلیارد دلار به ارزش این صنعت ملی افزوده شود.

تغییری که یقیناً ذی‌نفعان بسیاری را نگران خواهد کرد ولیکن زمینه گسترش صنایع پایین‌دستی را فراهم و ترکیب مقاصد صادراتی و قیمت‌ها را بهبود خواهد بخشید. به نظر می‌رسد استراتژی فعلی بدون تحریم هم مشتریان بین‌المللی محدودی دارد و هرچه سریع‌تر باید اصلاحات اساسی آغاز شود. این مهم یک تغییر بزرگ محسوب می‌شود که نیازمند تغییر راهبرد‌ها در بالادست است؛ چرا که صنایع پایین‌دست ملی و بین‌المللی تقاضای لازم را ایجاد خواهند کرد.

۷۰ درصد واردات قابل‌جایگزین است

براساس گزارش سال ۱۴۰۳ صنعت پتروشیمی و بررسی کیفی و کمّی واردات محصولات این صنعت به داخل کشور حاکی است که در سال ۱۴۰۳ تعداد ۲۰۶ نوع محصول در سه گروه مواد شیمیایی پلیمر‌ها و کود‌ها با تناژ یک میلیون و ۱۵۹ هزار تن به ارزش تقریبی ۲/۲ میلیارد دلار به داخل کشور وارد شده است. بی‌تردید تولید داخلی تمامی مواد وارداتی محصولات پتروشیمی به دلیل مقدار پایین و عدم توجیه‌پذیری اقتصادی امری غیرممکن است. ازاین‌رو با بررسی‌های اولیه صورت‌گرفته مشخص شد که حدود ۷۰ درصد ارزش این محصولات قابلیت تولید در داخل کشور را خواهند داشت و سایر محصولات به دلیل حجم تقاضای پایین توجیه اقتصادی جهت تولید در داخل کشور را ندارند.